خرید بک لینک

۱۳۹۶/۰۶/۳۱


59-

چمدانم را بستم

تا نیمه راه رفتم

برگشتم

چمدانم را باز کردم

اندوهم هزار برابر شده بود


برچسبها: من هیچ برچسبی به شعرم نمی زنم59

نوشته شده توسط مرضیه سیروسی در ساعت 10:8 | لینک |

برچسب: نویسنده: نگین یزدانی تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1396 ساعت: 8:39

باز دلتنگم و باز ابری. آرامش پس از طوفانم باز بی آرامش شد. با یک کابوس قدیمی . هیچ چیزی تغییر نکرده و همه چیز سر جای خودش هست. خوابی به جانم ریخت ، خوابی آتشم زد. باز خوابیدم در بهبهه آرامش. عجب جمله غریبی برای همه است. آرامش من شدیدا آرومم توام با سپاسگزاری از لحظه ها. گردبادهای زیادی رو از سر گذروندم و موج های زیادی قایقم رو به سخره ها کوبوند. حالا آروم توی جزیره ای هستم که آسمونش آبیه و میوه های خوبی داره و هر چیزی سر جاش هست. ضمن اینکه چیزی برای از دست دادن ندارم. فقط تلاش و حرص برای بهدست آوردن هست. باید به دست بیارم قایقی رو که بتونم از این جزیره به شهر برسم. و لباسهای سیاهم رو به تن کنم. این لباسهای برگ برگی و رنگ رنگی دل تنمو زده. من شرایطی رو دارم که همه بهش حسرت می خورن. آزاد و ره

برچسب: نویسنده: نگین یزدانی تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1396 ساعت: 8:39

صفحه بندی